خرید بک لینک

درباره سایت

چرا

امکانات وب

= یاد گذشته افتادم وقتی 8 سالم بود یه بار خیلی بد سرما خوردم همش فکر می کردم ممیرم با همون دست خط خرچنگ قروباغه ای وصیت نامه نوشتم داداشم وقتی فهمید برای همه خوندش وکلی مسخرم کرد چقدر من گریه کردم همه

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

اونقدر که من به اینده کوفتیم امیدوارم هیشکی نیست

یهو یه عالمه حسای خوب بهم گفتن : به اروزهات میرسی

زر میزنن شاید راس میگن خلاصه از نظر روحی الان حالم یهو خوب شد

الانم یهو خندم گرفت دارم می خندم

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

مدرسه نرفتم وقت دکتر داشتم تازه یادم افتاده امروز یه ازمون داشتم نوایی یکی دوباز زنگ زد خونه ولی دیگه دکتر بودم هی این ازمون می تونست یه تغییر کوچولو بده زندگیمو انگیزمو بیشتر کنه خیلی ناراحت شدم

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

توی این دو روز دلو دماغ هیچ کاری رو نداشتم اونقدر برنامه هام ریخته که دارم دیوونه میشم هرکی ندونه فکر می کنه چه کاراییی دارم نه والا کلی درس دارم کلی ریختو پاش که همشم از صدقه سری معلماست همینه تقصیر

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

بیخیال شرح حال دیروز به پردازیم به اامروز امروز به چرتو پرتای نرگس گوش دادم یکممم به دخی زر زدیم مدیر مدرسه هم نبود وگرنه روزمون زهر می شد نگم امروز چی شد چه ها شد خودمم حال ندارم بگم روز چهارشنبه

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

اوف بلای جوون اومد خونمون

دخی خاله خوشم نمیاد ازشششش خبر چینه

همونکه همسنمه

خدااا چقدر زر زد مرموزه از اونا که شیطونو درس میدن

بیخیال بابااااااا دختره خررررررررر

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

فعلا که خبری نی بود شما رو هم در جریان می ذارم

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

وای واقعا نمی فهمم چرا اون حرفو زدم اصلا ربطی به اون نداشت وای خداا دیدم چطور چهرش تغییر کرد اصلا من چرا در مورد ...ش حرف زدم چه ربطی به اون داشت هوفففف

اب شدم

برچسب: نویسنده: نگار فرهادی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:47

صفحه بندی